> وقتی همه چیز بر خلاف اونچه که من انتظار داشتم و دارم پیش رفت،چرا باید غصه بخورم که مطالب این بلاگ هم داره کلا تغییر میکنه و هر روز به روزمرگی نزدیک تر میشه؟
اصلا این فی البداهه نویسی هم عالمی داره و خداییش هم چقدر راحت تره و دغدغش کمتر!!
میخواستم شاد بنویسم حداقل این بار، نشد...
>> میگیرم ازشون، با کمال پر روئی همه چیز را از تو میخوام،منتظر هیچ کس دیگه هم نمیخوام باقی بمونم که چیزی بهم بده یا راهی برای رسیدن به خواسته هام باز کنند! حتی اگه من دوباره بد قولی کردم یه جورایی فراموشت کردم بازم باید همه چیز رو خودت بهم بدی،خودت باید همش فراموشی من رو یادم بندازی!
تو بزرگی و من کوچیک...تو می تونی و من عاجزم،ولی من روم زیاده....زود باش همه چیز رو از تو میخوام...چون فقط تو میتونی...چرا اشک هام رو میبینی؟...من پر روئم،تو...باید به همه خواسته هام برسم...زود باش،فقط و فقط از تو میخوام...حتی خواهش هم نمی کنم...
>>> خوشحالم این روز ها پیله هست تا حکایت پروانه و دل را از یاد نبرم!
اصلا این فی البداهه نویسی هم عالمی داره و خداییش هم چقدر راحت تره و دغدغش کمتر!!
میخواستم شاد بنویسم حداقل این بار، نشد...
>> میگیرم ازشون، با کمال پر روئی همه چیز را از تو میخوام،منتظر هیچ کس دیگه هم نمیخوام باقی بمونم که چیزی بهم بده یا راهی برای رسیدن به خواسته هام باز کنند! حتی اگه من دوباره بد قولی کردم یه جورایی فراموشت کردم بازم باید همه چیز رو خودت بهم بدی،خودت باید همش فراموشی من رو یادم بندازی!
تو بزرگی و من کوچیک...تو می تونی و من عاجزم،ولی من روم زیاده....زود باش همه چیز رو از تو میخوام...چون فقط تو میتونی...چرا اشک هام رو میبینی؟...من پر روئم،تو...باید به همه خواسته هام برسم...زود باش،فقط و فقط از تو میخوام...حتی خواهش هم نمی کنم...
>>> خوشحالم این روز ها پیله هست تا حکایت پروانه و دل را از یاد نبرم!
+
نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 21:21  توسط آرمین"مسعود"
|
1. ...یا مقلب القلوب
2. شاید یه روزی از بارون بدم بیاد...
3. ده و نیم شب...زیر بارون بخند...
4.امروز 18 شهریور بود...
8. از عدد بالا یه یک که برداری میشه سه سال!
5. امشب لوبیا پلو داشتیم!
6. راستی پائیز و بهار خیلی شبیه همند،مگه نه؟
7. گریه نکن مردک، تازگی ها سبیلم که گذاشتی!
n. یا مقلب القلوب...
2. شاید یه روزی از بارون بدم بیاد...
3. ده و نیم شب...زیر بارون بخند...
4.امروز 18 شهریور بود...
8. از عدد بالا یه یک که برداری میشه سه سال!
5. امشب لوبیا پلو داشتیم!
6. راستی پائیز و بهار خیلی شبیه همند،مگه نه؟
7. گریه نکن مردک، تازگی ها سبیلم که گذاشتی!
n. یا مقلب القلوب...
+
نوشته شده در دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 22:34  توسط آرمین"مسعود"


